هم بازی کودکی هایم سلام مرا میشناسی؟؟؟ همان دخترک کوچکی هستم که اکنون دل به تو داده و جز تو همه برایش غریبه هستن و نا آشنا .... دل آشوبم از این همه بی تابی !!!نمی دانی چقدر سخت است همه ی دنیایت خلاصه شود به یک محوطه چند متری دانشگاه ویک کوچه باریک که آن سویش به جایی ختم می شود که نیمی از وجودت آن جاست چشمانم را می بندند تا مبادا موج نگاهت دلم را هوایی کند با انصاف با گوشهایم چه کنم امشب سخت ترین لحظه ها با من همراه است قانع بودم به خیال بودنت دنیای بی رحم آن را هم از من خواهد گرفت برای داشتنت عاشقانه غرورم را شکستم اما نمی دانستم این شکستن به قیمت از دست دادن تو خواهد بود بی انصاف کاش بودی در لحظه هایی که تردیدماندن ورفتن وجودم را به آتش کشیده ...
نظرات شما عزیزان:
|
About
به وبلاگ من خوش آمدید
Home
|
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 6
بازدید هفته : 7
بازدید ماه : 7
بازدید کل : 5478
تعداد مطالب : 66
تعداد نظرات : 47
تعداد آنلاین : 1